مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مطالب درباره : مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه و اختلال شخصیت خودشیفته در بیماران مبتلا به ...
ارسال شده در 9 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • مقایسه طرحواره معیارهای سختگیرانه/ عیب جویی افراطی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر و افراد بهنجار

 

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها
طرحواره های ناسازگار اولیه: الگوهای پایداری هستند که در طول زمان گسترش می یابند و در عملکرد بهنجار اختلال ایجاد می کنند. با توجه به نظر یانگ هنگامی که نیازهای اساسی برآورده نشوند طرحواره های ناسازگار اولیه رشد خواهند کرد و منجر به شکل گیری آسیب روانی می شوند (یانگ و همکاران، ۱۹۹۳). مقیاس طرحواره های ناسازگار اولیه از نوع فاصله ای می باشد .
منظور از طرحواره های ناسازگار اولیه در این پژوهش میزان نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه طرحواره های یانگ بدست می آورد.
اختلال شخصیت خودشیفته: الگوی فراگیر بزرگ منشی، نیاز به تحسین و فقدان همدلی است که با نشانه هایی چون اعتقاد به بی همتایی، انتظارت غیرمنطقی از دیگران، خیالپردازی های مربوط به قدرت و غیره شخص می شود (انجمن رونپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰). مقیاس الگوی شخصیت خودشیفته از نوع فاصله ای میباشد .
منظور از الگوی شخصیتی خودشیفته نمره ای است که فرد در پرسشنامه شخصیت خودشیفته (NI) بدست می آورد.
اختلال اضطراب فراگیر: اضطراب و نگرانی شدید در مورد چندین رویکرد یا فعالیت که در اکثر روزها و به مدت ۶ ماه اتفاق می افتد و با نشانه هایی چون تنش عضلانی، تحریک پذیری، بی قراری و غیره همراه است (سادوک و سادوک، ۲۰۰۳).
منظور از اضطراب فراگیر در این پژوهش براساس تشخیص روانپزشکی و براساس ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR می باشد.
اختلال افسردگی اساسی: نشانگانی است که تحت تاثیر خلق افسرده است و براساس بیان لفظی و غیرلفظی عواطف غمگین، اضطراب و یا حالات برانگیختگی نشانه داده می شود (آپلا[۲۵]، ۲۰۰۶).
منظور از افسردگی اساسی در این پژوهش براساس تشخیص روانپزشکی و براساس ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR می باشد.
فصل دوم
مبانی نظری و سوابق پژوهشی
مقدمه
در این فصل ابتدا به بررسی اختلال افسردگی و اضطراب فراگیر خواهیم پرداخت. سپس به توصیف متغیرهای وابسته مورد استفاده در این پ‍ژوهش یعنی طرحواره های ناسازگار اولیه و شخصیت خودشیفته میپردازیم.
افسردگی
افرادی که خلق پایین دارند (افسردگی) با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بیاشتهایی و افکار مرگ و خودکشی مشخص میشوند (سایر علایم و نشانه ها عبارتاند از تغییر در سطح فعالیت، توانایی های شناختی، تکلم و اعمال نباتی- ایمنی مانند خواب، اشتها، فعالیتهای جنسی و سایر ریتمهای بیولوژیک). این اختلالات معمولاً همیشه منجر به اختلال در عملکرد شغلی، روابط اجتماعی و بین فردی میگردند (سادوک و سادوک، ۲۰۰۳ ترجمه پورافکاری، ۱۳۸۵).
تاریخچه افسردگی
مردم موارد افسردگی را از زمان های قدیم ثبت کردهاند. توصیفهایی از آنچه امروزه اختلالات خلقی میخوانیم در بسیاری از منابع طبی قدیم وجود دارد. داستان عهد عتیق شاه سائول و داستان خودکشی آژاکس درایلیاد هومر، هر دو یک سندرم افسردگی را توصیف کردهاند. حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد، بقراط اصطلاح مانی ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی به کار برد. در حدود سال ۳۰ میلادی، سلسوس[۲۶] پزشک رومی در کتابش، ملانکولی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود (از ریشه یونانی Melan (سیاه) و Chole (صفرا). همچنین آرتیوس[۲۷]پزشک یونانی در ابتدای قرن اول میلادی دریافت که مانی و افسردگی که بعضی اوقات در یک فرد رخ میدهند به نظر می رسد که از یک اختلال واحد ریشه میگیرند. در اوایل قرن نوزدهم فلیپ پینل[۲۸](۱۸۰۱)، گزارش جالبی از افسردگی به رشته تحریر در آورد که نام امپراطور و پادشاه فرانسه در آن منعکس گردیده بود. همچنین افسردگی از طریق ارائه بعضی از قربانیان مشهورتر به طور آشکار توصیف شده است. آبراهام لینکن در یکی از حمله های عودکننده افسردگی چنین نوشت اگر آنچه من احساس میکنم به طور مساویبین تمام انسانهای دنیا توزیع میشد، هیچ چهره شادی روی زمین وجود نداشت. چرچیل نیز درباره جدالهایش با آنچه وی “سگهای دیوانه افسردگی” نامیده، صحبت کرده است (آزاد، ۱۳۸۴).
پایان نامه - مقاله - پروژه
اگرچه قرنهاست این اختلالات توسط محققان مختلف، مورد توجه دقیق و امعان نظر واقع شده، ولی هنوز این افراطهای ناتوان کننده خلقی به صورت یک راز باقیمانده است (آزاد، ۱۳۸۴).
اختلال افسردگی اساسی
در دوره افسردگی منحنی خلق نسبت به دوره مانی، به سمت پایین افت میکند. اگر چه در بعضی موارد، یک ضایعه روانشناختی شدید ممکن است فرد را در خلال یک شب، دچار افسردگی سازد ولی ظهور افسردگی شدید همواره تدریجی است و طی دوره چند هفته یا چند ماه به وقوع میپیوندد. دوره حمله افسردگی نوعاً طولانی تر از حمله مانی است و پس از پایان مانی، بتدریج و به آهستگی ظاهر میشود. شخصی که وارد دوره افسردگی میشود مانند حمله مانی احساس میکند که تغییرات عمیقی در اکثر جنبه های عملکردی وی رخ داده است و آن نه فقط در خلق، بلکه درانگیزه، تفکر و کنشهای بدنی و حرکتی وی آشکار است (آزاد، ۱۳۸۴).
ویژگیهای حمله افسردگی اساسی عبارت اند از:
۱- خلق افسرده: تقریباً همه افراد افسرده، درجاتی از غمگینی شدید یا ناشادی را که دامنه آن از یک مالیخولیای (اندوهگینی) متوسط تا ناامیدی شدید درنوسان است گزارش کردهاند. این نوع غمزدگی، ممکن است توسط فرد به صورت ناامیدی شدید، تنهایی یا دلگیری ساده توصیف شود. کسانی که افسردگی ملایم یا متوسط دارند ممکن است همواره گریه کنند. ولی افرادی که به افسردگی شدید دچارند، اغلب اظهار میدارند که دوست دارند گریه کنند ولی نمیتوانند. افراد مبتلا به افسردگی عمیق، غالباً اوضاع و احوال خود را برگشتناپذیر پنداشته و معتقدند که نه خود میتوانند کمکی به خویش بنمایند و نه دیگران قادرند کمکی به آنها بکنند. این نوع طرز تفکر، به عنوان سندرم ناامیدی – بی پناهی[۲۹] نام گرفته است (آزاد، ۱۳۸۴).
۲- نبود علاقه یا لذت نسبت به فعالیتهای عادی زندگی: مهمترین ویژگی معمولی حمله افسردگی اساسی علاوه بر خلق افسرده، کاهش انگیزه است. وجود یکی از این دو ویژگی یعنی خلق افسرده یا فقدان انگیزه، برای تشخیص افسردگی اساسی لازم است. به نظر میرسد که در شخص افسرده کلیه فعالیتهای که صورت میگیرد از قبیل کار، مواظبت از فرزندان، صحبت کردن با دوستان و تماشای فیلم و غیره بی ارزش بوده و تمایلات جنسی آنان دستخوش کاهش شدید میشود. بیماران مبتلا به افسردگی اساسی ممکن است این تجربه را داشته باشند که دچار فلج شدگی کامل اراده شدهاند و به طور کلی در به حرکت در آوردن اعضای خود برای انجام هر کاری عاجز و ناتوانند (آزاد، ۱۳۸۴).
۳- اختلال در اشتها: اکثر افراد افسرده، اشتهای کمی داشته و وزنشان کاهش مییابد. هر چند بعضی از آنان به ویژه کسانی که قبلا رژیم غذایی داشته اند از طریق خوردن زیاد و افزایش وزن خود، واکنش نشان میدهند (آزاد، ۱۳۸۴).
۴- آشفتگی خواب: یکی از ویژگیهای مهم افراد افسرده، بیخوابی شدید است. آنها خیلی زود از خواب بیدار شده و قادر به ادامه خواب نیستند. اما ممکن است بعضی از آنان، در آغاز نیز برای خوابیدن دچار اشکال و نارحتی باشند یا آنکه در طول شب، مکرراً از خواب بیدار شوند. در بعضی از موارد ممکن است خواب هم مانند اشتها، افزایش یافته و حالت افرا طی به خود بگیرد به نحوی که شخص بیش از ۱۶- ۱۵ ساعت بخوابد و هنوز احساس کند که خسته است و نیاز به خواب دارد.
۵- کندی یا برانگیختگی روانی- حرکتی: معمولاً افسردگی را میتوان سریعاً از طریق رفتارهای حرکتی و بدنی شخص تشخیص داد. در متداولترین الگوی این اختلال که افسردگی کند شده[۳۰] نام گرفته است به نظر میرسد که بیمار بسیار مغلوب خستگی شدید شده و فعالیت ارادی کمی از خود نشان میدهد.
بدن آنها جمع و در هم بر هم شده و حرکات آنان آهسته و کند و در کمترین حد است. صحبتهای آنان آهسته و بیدوام و معمولاپیش از جواب دادن همراه با توقف است. ممکن است در موارد شدید، این حالت به بهت[۳۱]، گیجی و بیحرفی مبدل شود. در بعضی موارد نیز امکان دارد که نشانه های مرضی به صورتی متفاوت با آنچه ذکر شد، آشکار گردد. این حالت، افسردگی برانگیخته شده نام گرفته و نشانه های آن عبارت است از: بی قراری و فعالیت بی وقفه مانند فشار دادن و مالیدن دستها به یکدیگر، راه رفتن بی هدف، پرتنشی و ناآرامی، نالیدن و گله کردن دائمی.
۶- نبود انرژی: معمولاً در افراد افسرده، سطح انرژی به طور برجسته ای کاهش یافته و فرد بدون انجام هیچ کاری همواره احساس خستگی و فرسودگی میکند.
۷- احساس گناه: افراد افسرده نه تنها نسبت به زندگی بلکه نسبت به خودشان نیز بی علاقهاند و اغلب کمبودها و نارسائیهای در زمینه هوش، جذابیتهای بدنی، سلامتی و مهارتهای اجتماعی، به خود نسبت میدهند. آنان شکایت بسیار درباره از دست دادن عشق و محبت، اشیاء مادی، پول و حیثیت دارند که ممکن است ناشی از احساس بیکفایتی و ناشایستگی باشد. احساس بیارزشی اغلب با احساس گناه عمیق همراه است. فرد افسرده شکستهای گذشته و حال را بزرگ مینماید و به نظر میرسد که محیط اطراف را برای شاهد ادعای خود مورد بررسی قرار داده و هر گونه نقص و نارسایی را به خود نسبت میدهد.
۸- مشکلات تفکر: در افراد افسرده جریانهای ذهنی نیز مانند جریانهای بدنی معمولاً کاهش مییابد و آنها غالباً مشکلاتی در تفکر، تمرکز و یادآوری دارند.
۹- افکار بازگشت ناپذیر درباره مرگ و خودکشی: بسیاری از افراد افسرده، افکار عود کننده درباره مرگ و خودکشی دارند. آنان اغلب حالات هیجانی خود را چنین ابراز میدارند که بهتر است بمیرند و بسیاری از آنان، اقدام به خود کشی میکنند.
ویراست چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی نیز ملاک هایی را برای تشخیص اختلال افسردگی مطرح کرده که تقریباً شبیه علایم و نشانه های بالا میباشند و این ملاکها در جدول زیر آمده است:

 

جدول ۲-۱ : ملاک های تشخیصی دوره افسردگی اساسی براساس DSM-IV-TR

 

A: پنج تا یا بیشتر از علایم زیر از یک دوره دو هفتهای وجود داشته و نشان دهنده تغییر در سطح عملکرد قبلی میباشند. حداقل یکی از علایم یا به صورت(۱) خلق افسرده و یا (۲) از دست دادن علاقه و احساس لذت.
توجه: علایمی که به وضوح نشانی از یک اختلال طبی عمومی هستند یا هذیانها و توهمات ناهماهنگ با خلق را به حساب نیاورید.
۱- خلق افسرده اکثر مواقع روز یا با گزارش ذهنی(مثل احساس غمگینی و پوچی) یا مشاهدات دیگران(مثلا غمگین و اشکبار بودن). توجه: درکودکان و نوجوانان ممکن است به صورت خلق تحریک پذیر باشد.
۲- کاهش قابل ملاحظه علاقه یا احساس لذت نسبت به تمام یا تقریباً تمام فعالیتها در قسمت عمده روز و تقریباً هر روز (به طوریکه شرح ذهنی بیمار یا مشاهدات دیگران نشان می دهد).
۳- کاهش قابل ملاحظه وزن بدن بدون پرهیز یا رژیم غذایی یا افزایش وزن (مثلا بیش از ۵ در صد وزن بدن در یک ماه) یا کاهش و یا افزایش اشتها تقریباً هر روز.
توجه: در کودکان عدم بالا رفتن مورد انتظار وزن بدن را در نظر بگیرید.
۴- بدخوابی یا بی خوابی تقریباً هر روز.
۵- تحریک یا کندی روانی حرکتی تقریباً هر روز، قابل مشاهده برای دیگران (فقط مربوط به احساسهای ذهنی بیقراری یا کندی نمیگردد).
۶- خستگی یا فقدان انرژی تقریباً هر روز.
۷- احساس بیارزشی یا گناه بیجا (که ممکن است هذیانی باشد) تقریباً هر روز (فقط شامل خود ملامتگری و احساس گناه درمورد بیمار بودن نمیگردد).
۸- کاهش توانایی تفکر، تمرکز و بلاتصمیمی تقریباً هر روز (به شرح ذهنی بیمار یا مشاهدات دیگران).

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه درباره ارائه یک الگوریتم کشف وب‌سرویس با رویکرد آگاه به زمینه ...
ارسال شده در 9 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

الگوریتم بردار فضای حالت یکی از الگوریتم‌های بازیابی اطلاعات[۱۲۶] است که به در بسیاری از سیستم‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. شکل ۴-۱ نحوه‌ی عملکرد کلی این الگوریتم را نشان می‌دهد.

شکل ۴-۱ : نحوه‌ی عملکرد الگوریتم بردار فضای حالت

مطابق شکل فوق، عملکرد کلی الگوریتم بردار فضای حالت به این صورت است:
مرحله اول که اضافه کردن سند[۱۲۷] به سیستم با بهره گرفتن از کلمات مفید داخل سند است و برای هر سندی یک بردار چند وجهی ایجاد می‌کند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
در مرحله بعد که کاربر یک درخواستی به سیستم می‌دهد، یک بردار برای درخواست کاربر ایجاد می‌کند و کسینوس[۱۲۸] زاویه­ای که هرکدام از بردارهای سند با بردار درخواست کاربر ایجاد می‌کند را محاسبه می‌کند.
در مرحله‌ی آخر، اسنادی که بردار آن­ها با بردار درخواست کاربر زاویه­ های کوچک‌تری دارند را به عنوان نتیجه به کاربر برمی­گرداند.
در واقع بخش‌های مختلف وب­سرویس‌ها (نام وب­سرویس، توصیف وب­سرویس، عملیات وب­سرویس‌ها و ورودی‌ها و خروجی‌های آن‌ها) به عنوان یک سند متنی در سیستم‌های کشف وب­سرویس ذخیره می‌شوند که استفاده از این الگوریتم برای برگرداندن وب­سرویس‌های مناسب به کاربر روش مناسبی است. هر چند که این الگوریتم معایبی دارد که در ادامه در مورد چگونگی رفع این معایب بحث خواهد شد.

۴-۳-۱-۱ ایجاد بردار برای هر سند

 

شکل ۴-۲ : بردار فضای حالت

همان‌طور که گفته شد در این الگوریتم برای هر وب­سرویسی یک بردار فضای حالت ساخته می‌شود که ساختار آن مطابق شکل بالاست. هر وجه بردار فضای حالت یک کلمه کلیدی همراه با وزنی که می‌گیرد می­باشد. یکی از مسائل اصلی در این الگوریتم چگونگی وزن دهی به کلمات کلیدی است. روش‌های مختلفی برای وزن دهی کلمات وجود دارد که به شرح زیر می‌باشند:
ساده‌ترین ایده این است که به هر کلمه‌ی کلیدی مثل t معادل با تعداد دفعات حضور در سند وزن دهی می­ شود که با نماد نشان داده می‌شود. اما این نوع وزن دهی معایبی دارند که عملاً این ایده‌ را ناکارآمد می‌کند و این معایب عبارتند از :

 

رابطه ۴-۱  

تمایزی بین دو جمله “mary is quicker than jahn” و“jahn is quicker than mary” قائل نمی‌شود و هر دو جمله را یکسان فرض می‌کند
همه کلمات موجود در سند به یک اندازه مهم هستند در حالی که ممکن است کلمه­ای در متن وجود داشته باشد که به دفعات زیاد در سند تکرار شده است ولی به آن اندازه مهم نیست، بنابراین باید کلمات زائد را تا حد ممکن حذف کنیم.
مشکل اصلی روش فوق این است که همه کلمات کلیدی به یک اندازه مهم هستند درحالی­که در عمل به این صورت نیست. به عنوان مثال اگر یک مجموعه متن در مورد وب­سرویس‌ها داشته باشیم، کلمه «وب سرویس» در این مجموعه از متن‌ها یک کلمه زائد است. چون که مثل کلمه «به» در همه متن‌ها وجود دارد و در محاسبات نباید تأثیری داشته باشد. برای رفع مشکل وزن دهی فوق به جای استفاده مستقیم از ، از فرمول زیر استفاده شده است که باعث می‌شود کلماتی که معمولاً در بیشتر سندها وجود دارند، تأثیر کمتری در بازیابی اطلاعات داشته باشند.

 

رابطه ۴-۲  

 

 

رابطه ۴-۳  

مفاهیم پارامترهای مورد استفاده در معادلات عبارتند از :
N : تعداد کل سندهای موجود
dft [۱۲۹] : تعداد تکرار کلمه t در چند سند
idft [۱۳۰] : دلیل استفاده از این پارامتر در فرمول وزن دهی کلمات این است که در بعضی از سندها کلماتی هستند که شکل عمومی‌تری دارند و معمولاً در بیشتر سندها وجود دارند. برای اینکه اثر چنین کلماتی در محاسبه وزن کمتر شود، از این پارامتر استفاده می‌کنیم. بدین صورت که اگر در یک مجموعه از سندها، کلمه‌ی t1 را داشته باشیم که در همه‌ی سندها وجود داشته باشد طبیعتاً به عنوان کلمه زائد[۱۳۱] شناخته می‌شوند و وزنی که می‌گیرد صفر خواهد شد. بدین صورت که :
اگر کلمه ای در بیشتر سندها وجود داشته باشد، dft تقریباً با N برابر می‌شود و در نتیجه idft مقدار صفر به خود می‌گیرد و در نهایت وزن t1 صفر می‌شود.
در کل اگر مقدار :
مقدار بالایی باشد: به این معنی است که کلمه t با تعداد تکرار بیشتر در چند سند وجود دارد.
مقدار پایینی باشد: کلمه t با تعداد تکرار کمتری در یک سند وجود دارد و یا در سندهای بیشتری تکرار شده است.
خیلی کمتر باشد: یعنی اینکه کلمه t در بیشتر متن‌ها وجود دارد و به عنوان کلمه زائد شناخته می‌شود.

نظر دهید »
مقایسه و بررسی محورهای زبان و اندیشه در آثار منیرو روانی ...
ارسال شده در 9 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

«چطور می‌تواند کار کند، بی‌پنجره، بی‌آسمان و این همه صدا، صدای خروپف همسایه‌ها و صدای نفس نفس زدنهای مردان و زنان و بزودی از تمام پنجره‌ها و دیوارهای ساختمان بچه‌ها بالا می‌رفتند مثل حلزون…. مثل لاک پشت….
بلند شد و سیگاری روشن کرد. بیزار از همه چیز از حلزون‌ها و لاک پشت‌ها و ناله‌های ابلهانه زنان و مردانی که معلوم نبود چرا به جسم خاکی یکدیگر شبانه دخیل می‌بندند و چرا رها نمی‌کنند» (روانی‌پور،۱۳:۱۳۸۳).
نگاه نویسنده به فرزند کاملاً منفی می‌شود، نه فرزند که حتی ازدواج و رابط زناشویی از دید او کاری ابلهانه است. در حقیقت آنچه در این دوره جای فرزند و ازدواج را می‌گیرد کار است و برعکس اهل‌غرق که زنان و مردان را در کار ساختن جهان می‌بیند در این قسمت آنها را در کار ویران ساختن می‌بیند. به اعتقاد او، بارداری و حاملگی و بچه‌داری جز گرفتاری چیزی در پی ندارد.
«داخل فروشگاه و زنان فروشنده و بافنده باردار به جانب یکی چرخید. می‌خواست بگوید حامله‌اید خانم؟ چند ماهه؟ اما گفت: یک چیزی برای عروسکم…. یک چیز که خوب باشد. فروشنده انگار ترسید. مات نگاهش کرد و پرسید: چه جور چیزی خانم؟ چیزی که بچه‌ها خوششون بیاد. اما شما گفتین عروسکم. یک عروسک و یک پیرزن هیچ فرقی ندارد.
پایان نامه - مقاله - پروژه
فروشنده دوباره مات نگاهش کرد وحشت زده عقب کشید، چیزی را درآورد و به او نشان داد. به او که داشت فکر می‌کرد، تمام زنهای باردار وحشت زده‌اند و تمام آدمهای وحشت‌زده باردارند و آن وقت دست روی شکم خودش کشید….» (همان،۳۲:۱۳۸۳).
این نوع نگاه با گذشت زمان تغییر می‌کند و در(نازلی و زن فرودگاه فرانکفورت) نگاه نویسنده نسبت به بچه کاملاً عوض می‌شود. «نازلی» در مجموعه داستان نازلی زنی است که شوهرش مشکل دارد و نمی‌توانند بچه‌دار شود مدام در جست و جوی راهی است تا فرزندی به دنیا بیاورد «هر چقدر که او به فکر مردانگی بی‌ثمرش بود، زن در اندیشه آغوش مادرانه‌ای که خالی مانده بود، بی‌آنکه کودکی یقه پیراهن را بگشاید و تقلا کند تا دودوشی را از چاک پیراهن بیرون بیاورد….» (روانی‌پور،۷۱:۱۳۸۱). داشتن فرزند نکته مثبت در زندگی است و فرزند‌داری از ویژگی‌های بارز در این داستان است. تمام زنانی که در داستان نازلی و زن فرودگاه فرانکفورت از آنان سخن به میان می‌آید زنانی فعال و شاغل هستند اما عشق به فرزند نیز در وجود آنان شعله‌ور است. «بعد از هفت سال زندگی، داشتن کودکی برای زنی که دل مشغول خاصی ندارد و آرام آرام به سوی میانسالی می‌رود، آرزوی زیادی نبود.» (همان،۷۱:۱۳۸۱).
داستان «کافی‌چی و زن فرودگاه فرانکفورت» از مجموعه زن فرودگاه فرانکفورت نیز به موضوع فرزند اشاره دارد. زن داستان کافه‌چی در تمام مدت در حال نالیدن از اوضاع زندگیش است، اما به کودکش نگاه ویژه‌ای دارد. این زن، زمانی شاغل بوده و الان در خانه به امور خانه می‌رسد و از این کار احساس ناراحتی می‌کند اما در پایان داستان زن منتظر برگشت شوهر و بچه‌اش است (ر.ک.روانی‌پور،۱۸:۱۳۸۰). پس در این سالها آنچه که برای نویسنده مهم است زندگی خانوادگی و فرزند است، گرچه آنها مزاحم کار و فعالیت زندگیش می‌شوند. داستان زن فرودگاه فرانکفورت، داستان زنی است که برای داستان خوانی در کنفرانس برلین حاضر می‌شود و در تمام مدتی که به مشکلات برمی‌خورد نگران بازگشت به خانه و آوارگی فرزندش است «زن با سر انگشتانش موهای پسر را ناز می‌کند…این همان موهایی است که مثل ابریشم زیر انگشتانش می‌خوابید، بوی خوش موهایت کو، گونه‌های گلگونت وقتی از حمام بیرون می‌آمدی» (همان،۴۶:۱۳۸۰).
همان‌گونه که بیان شد نویسنده در داستان‌های بعدی خود تغیر موضع می‌دهد و نگاه متفاوت نسبت به فرزند عنوان می‌کند. از داستان‌های ابتدایی تا کارهای آخری دید او در حال تغییر و تحول است. زمانی آنها را موجودات زیبا و در دل فولاد حلزون و در نازلی و زن فرودگاه فرانکفورت باز به دید مثبت خود برمی‌گردد. این احتمالا ریشه در پدیده مادری خود نویسنده دارد. چون در این سالها او صاحب پسری می‌شود که حضور او باعث می‌شود، مدتی کار را کنار بگذارد. پس نوع تغییر نگاه نویسنده به شرایط زندگی او و وضعیت روحی و روانیش نیز بستگی دارد.
۳-۲-۱-۵-انتظار:
عشق به همسر و انتظار بازگشت او در تمام آثار روانی‌پور وجود دارد، چه آثار ابتدایی و آثاری که مربوط به آبادی جفره و روستاهاست و چه آثاری که در حوزه شهر نوشته شده است. زنان جهان داستانی منیرو، زنانی عاشق هستند که اگرچه زمانی نیز گرفتار کار و فعالیت بیرون از خانه می‌شوند و به آنچه که روزی برایشان گرانقدر بوده است پشت پا می‌زنند، آن زمان که به خانه برمی‌گردند عشق و انتظار برگشت همسر در وجود همه آنان جلوه‌گر است چه «خیجو و ستاره» در اهل غرق و چه «نازلی» در مجموعه نازلی، «افسانه» سربلند در دل فولاد.«با توجه به زندگی خاص زنان میتوان ویژگی در «انتظار بودن» را زنانه دانست. زن منتظر چهره آشنای درونی هر زنی است. زن در خانه همواره منتظر همسر و فرزندان خود است» (حسینی،۹۷:۱۳۸۴).
در داستان‌هایی که روانی‌پور در حوزه جنوب و آبادی‌های جنوب می‌نویسد این انتظار ساده‌تر است و این زنان وجود مردانشان را در کنار خود آنقدر حیاتی می‌دانند که آن هنگام که از آمدن آنان از دریا ناامید می‌شوند دست به خرافات می‌زنند. عزا و شیون آنان، نگرانی‌ها و اضطراب را می‌توان در رفتارشان دید. «همه توی اتاق پنج دری جمع شدند. زنها شیون‌‌کنان به سر و روی خود می‌زدند. بوبونی که سقزش را تندتند می‌جوید، خیس آب، چشمانش دودو می‌زد. آبادی بی ناخدا علی برایش خالی بود» (روانی‌پور،۱۳۶۹الف:۳۸). دی منصور دست به طلسم و جادو می‌برد «صدای دی‌منصور تو آبادی پیچیده «طلسم‌ها» زن‌ها «طلسم‌ها» صدای مادر گلپر جواب می‌دهد: گذاشتیم، گذاشتیم. صدایش می‌لرزد، می‌ترسد که مردها از دریا برنگردند، صدای تمام زن‌هایی که جواب می‌دهند می‌لرزد» (همان،۱۳۶۹الف:۵۰). ترس زنان از این است که مردانشان اسیر آبی‌ها شوند و بازنگردد و این نگرانی حتی در چهره آبی‌ها نیز هست آنها نیز به دنبال ماهی‌گیر می‌گردند.
«مادربزرگ اون آدم بابا بزرگشه؟ نه. پس باباشه؟ نه، یه ماهی‌گیره. گریه می‌کنه که بیاد براش ماهی بگیره؟ آره. مگه خودش بلد نیست ماهی بگیره؟ چرا، بلده، می‌خواهد ماهی‌گیر پیشش بمونه.که با هم شنا کنن. نه، که با هم زندگی کنن. خوب با ننه‌بزرگش زندگی کنه. با اونم زندگی می‌کنه پس ماهی‌گیرو می‌خواد چکار؟ می‌خواد تنها نباشه» (همان،۱۳۶۹الف:۵۴).
روانی‌پور عشق به همسر و زندگی و تنهایی را حتی برای آبیها نمی‌پسندد و از زبان مادربزرگ مریم بیان می‌کند که او نیز نمی‌تواند تنها زندگی کند. همچون زنان آبادی که بدون مردهایشان، احساس تنهایی و بی‌کسی می‌کنند.
ترس از تنهایی نه تنها مخصوص زنان شوهردار است بلکه نباتی و خیجو نیز نگران بازگشت پدران خود هستند. محیط روستایی و مهر و محبتی که در میان آنان است باعث می‌شود تا همیشه هوادار همدیگر باشند.«نباتی می‌ترسد، می‌ترسید بمیرد. می‌ترسید آبادی نابود شود و پدرش زایر غلام از دریا وانگردد و تا ابد تنها بماند. چه کسی جور او را در زندگی می‌کشید؟ شبها چطور می‌توانست به تنهایی سرکند، بر سر سفره چه کسی تا ابد می‌تواند بنشیند» (روانی‌پور،۱۳۶۹ب:۳۹). احساس نیاز و ترس از بی‌کسی و تنهایی و معاش، آنان را نگران بازگشت مردان می‌کند. خصوصیتی که بعدها در دل فولاد عکس آن را می‌بینم، زنان با آنکه تنها هستند و نیازمند، اما از مرد و خانواده فاصله می‌گیرند.
در حقیقت در جامعه شهری و داستان‌های بعدی روانی‌پور این احساس‌ها کاملاً عوض می‌شود. اگر در اهل غرق هم به دلیل نیاز و ترس از تنهایی و هم به دلیل عشق پاک و ساده‌ای که میان آنهاست منتظر بازگشت مردان آبادی هستند، در اینجا زنان خود به تنهایی بار زندگی را بر دوش می‌کشند. زنان جامعه شهری روانی‌پور متکی به خود هستند برعکس زنان جامعه روستایی شجاع و نترس هستند. «اما حالا خود زایر هم نبود هیچ مردی نبود و جهان بدون مرد جهانی بی‌سرپناه بود که هر جن و جن زاده‌ای می‌توانست آن را به تاراج ببرد» (همان،۱۳۶۹ب:۳۹). در دنیای ساده اهل غرق وجود زنان و مردان کنار هم لازم است نه مردان بدون زنان می‌توانند زندگی کنند و نه زنان بدون مردان. اینجا زنان حتی آنان که چون ستاره مردش در دریا غرق شده است دوست دارد شوهرش را از دریا به آبادی برگرداند «اما ستاره می‌خواست روزهای زندگیش را نجات دهد. آن را از پوکی برهاند می‌خواست برزو را که روزگاری مردش بود و حالا اهل غرق، با خود به آبادی ببرد. از گریه‌های شبانه خود خسته بود» (همان،۱۳۶۹ب:۶۰).
در این جامعه عشق و انتظار سن و سال نمی‌شناسد حتی مدینه، زن زایر نیز از عدم بازگشت زایر نگران و عزادار است«زن است و طغیان رودخانه دلش، غم هوش و حواس مدینه را جمع کرده بود. دوبال مینار رها کرده، وهچیره می‌کشید. زایر حیرت زده دست از عزاداری کشید. دو بازوی مدینه را گرفت تا پیش از این موهایش را پریشان نکند. او را تکان داد و گفت: مدینه…. مدینه… مواینجام» (همان،۱۳۶۹ب:۵۳). اهل‌غرق داستان انتظار و عشق زنان است. وقتی مردان به شهر می‌روند و گرفتار می‌شوند زنان برای بازگشت آنان دست به طلسم‌ها می‌برند. عشق و انتظار در آخرین صفحات اهل‌غرق قابل ملاحظه است. بوبونی آن هنگام‌که پیر می‌شود و مدتهاست که زایر علی دیر دیر به خانه می‌آید با آنکه از خیانت همسرش آگاه است باز هم نگران بازگشت اوست. «بوبونی که دندانهایش ریخته بود و هنوز گاه و بی گاه نه از سر ترس، بلکه اسیر عادت زندگی خود، دور تا دور خانه‌اش را تا رخ دریا جارو می‌زد،تا ناخدا علی را به خانه و کاشانه خود برگرداند» (همان،۱۳۶۹ب:۳۵۰). در سنگهای شیطان ستاره زن طرد شده آبادی، همیشه چشم به راسه سنگلاخی دارد تا شوهرش بیاید«ستاره با پیراهن بلند نارنجی و موهای سیاهی که روی سینه رها کرده بود و چشمان میشی سرمه کشیده، در کوتاه آبی رنگ را باز کرد. انگار منتظرش بود، منتظر او و شاید از لای درز پنجره، مثل همیشه راسه سنگلاخی را می‌پائید» (روانی‌پور،۱۳۶۹ج:۷).
در سنگهای‌شیطان، جیران که زنی رقاصه است و مدتها با صمد است، نیز انتظار بازگشت او را می‌کشد عشق و انتظار از وجوه بارز اوست. جیران همچون زنان دیگر آرزومند ازدواج و انتظار شوهر و داشتن فرزند است در مقابل صمد به راحتی او را ترک می‌کند.«در را بست نگاهش به دستگیره در شاید تکانی بخورد. نمی‌خورد دیگر، می‌دانست، برگشت و لباس زرشکی‌اش را دید…. ماما…..ماما…. صورتش را میان پیراهنش پنهان کرد و به تلخی گریست» (همان،۱۳۶۹ج:۴۹).
در مجوعه کنیزو این انتظار به چشم می‌خورد «امروز اما انتظاری ناخودآگاه در دلش موج می‌زد و او را وامیداشت که به در چشم بدوزد. کنجکاوی زنانه بود و یا می‌خواست چیزی را در ذهنش ثبت کند تا روزی اگر می‌شد آنرا بنویسد…. اما نه، پرشنگ کاری به قصه‌ها نداشت، پرشنگ زندگی می‌کرد و منتظر بود و با هر صدای پایی راست روی تخت می‌نشست» (روانی‌پور،۱۳۶۹الف:۱۲۴). انتظار نه تنها در جوامع روستایی و داستان‌های حوزه روستایی وجود دارد که در داستان‌های بعدی روانی‌پور و در میان زنان روشنفکر و مطلقه نیز وجود دارد «روزگاری خانه‌ای داشت در شیراز با پنجره‌های روشن و رنگی به سوی کوچه؛ و کوچه سنگفرش بود، در را که باز می‌کرد، توی کوچه که می‌آمد کفش‌هایش تق تق صدا می‌داد و یک مرد در چهارچوب پنجره می‌ایستاد با چشمان نقره‌ای و از همانجا می‌خندید و دست تکان می‌داد» (روانی‌پور،۳۰:۱۳۸۳).
نیاز به همسر و محبت متقابل در زندگی، نه تنها مخصوص زنان اهل‌غرق است که در دل فولاد که اوج بدبینی‌های روانی‌پور نسبت به فرزند و ازدواج است وجود دارد. عشق و انتظار نسبت به همسر با سرشت زنان داستان‌های روانی‌پور عجین است. در دل فولاد آنچه که باعث نفرت زنان از این مباحث می‌شود رفتار ناپسند بعضی مردها و مردسالاری حاکم بر جامعه است که آنان را از زندگی با عشق دور می‌کند زنان سرخورده می‌شوند و فقط در تنهایی خود به زندگی و همسری که روزگاری در زندگی آنها بود می‌اندیشند. روانی‌پور با بیان نوستالژیک‌وار از این انتظار یاد می‌کند دست دیکتاتور را چون دست مردی می‌بیند که او را نوازش می‌کند «دست دیکتاتور را گرفت، گرم بود مثل دست یک مرد خوش داشت سرش را روی شانه‌ای بگذارد و بخوابد» (همان،۴۲:۱۳۸۳). در کافه‌چی با اینکه روانی‌پور وضعیت زن کافی‌چی را به صورت غُر زدن‌های متوالی و نارضایتی زن از زندگی نشان می‌دهد، در پایان داستان که انتظار می‌رود زن خانه را همان‌طور نامرتب رها کند، نویسنده تغییر موضع می‌دهد و زن را در حال ساختن کلبه جنگلی توصیف می‌کند. در حالی که پنجره رو به جاده را بزرگتر قرار می‌دهد و انتظار بازگشت مرد را می‌کشد.
«حالا دیوار بالا آمده بود باید جایی برای پنجره باز می‌گذاشت یک پنجره رو به جنگل کافی است. یک پنجره تا بتواند صدای قُمری‌ها را بشنود و بوی جنگل را حس کند و پنجره دیگر باید، باید رو به جاده باشد، رو به جاده‌ای باریک که از پایین…..پایین تپه‌ای که کلبه روی آن قرار دارد. پیچ می‌خورد و به کلبه می‌رسد. پنجره رو به جاده چرا بزرگ‌تر شده بود…؟» (روانی‌پور،۱۸:۱۳۸۰).
پنجره را بزرگتر می‌گذارد چون منتظر بازگشت همسرش است و در آخرین لحظه کلبه را تمیز می‌کند و حتی وقتی خود را در آینه می‌بیند به فکر حمام رفتن می‌افتد دوست دارد وقتی همسرش وارد خانه می‌شود همه چیز مرتب باشد. همچنین در هر سه داستان مجموعه نازلی این انتظار به چشم می‌خورد «زن روشنفکر او هنوز می‌تواند بماند. پنجره خانه جنگلی در اصل باید رو به جنگل باشد که نماد آزادی و استقلال است اما او پنجره بزرگتر را رو به جاده که مرد می‌آید قرار می‌دهد» (اسماعیلی،۳:۱۳۸۰).
۳-۲-۱-۶-ازدواج:
روانی‌پور نسبت به ازدواج نیز دید متفاوتی دارد تا آنجا که گاهی به اندیشه فمینیست‌ها متمایل می‌شود و ازدواج را بد می‌داند. ازدواج در داستان‌های روانی‌پور به سه شکل وجود دارد. ۱- ازدواج‌های نامتناسب و اجباری ۲- ازدواج‌های پاک و متناسب. ۳- ازدواج آزاد
۳-۲-۱-۶-۱-ازدواج نامتناسب و اجباری:
روانی‌پور در مجموعه کنیزو در دو داستان (شب‌بلند و طاووس‌های زرد) به ازدواج‌های نامتناسب در بین مردم روستایی پرداخته است. این نوع ازدواج ناشی از فقر و بدبختی خانواده دختر است. در «شب بلند»، «گلپر» دختر کوچکی که هر روز با همسالانش در ساحل به بازی مشغول است و آگاهی او درباره ازدواج در حد دختر ۱۰- ۱۲ ساله است، در حالی که از ازدواج فقط شیرینی خریدن و روسری پوشیدن و خانه داشتن را می‌فهمد و در نهایت به دلیل نامتناسب بودن سن ازدواج دختر و تفاوت سنی او با همسرش این ازدواج به مرگ گلپر می‌ انجامد.
«عمو ابراهیم چه بد بود! عمو ابراهیم که گلپر تا زانوانش می‌رسید و همینطور که دایه دست گلپر را توی دستش گذاشته بود، با دندانها ی زرد طلائیش می‌خندید. عروسی هیچ فایده‌ای نداشت. به جز آنکه بازی بچه‌ها را بهم بزند و مرغهای دریایی را توی خُور منتظر بگذارد و صورت گلپر را رنگ و روغنی کند و شب که همه رفتند جیغ گلپر را درآورد» (روانی‌پور،۱۳۶۹الف:۴۱).
در واقع گلپر قربانی فقر خانواده‌اش می‌شود. با ازدواج گلپر مادرش از کار کردن در خانه‌های مردم رهایی می‌یابد و خودش و مادرش می‌توانند در خانه سنگی به جای کپر زندگی کنند و تمام بدبختی‌ها و فقرشان با این ازدواج به اتمام برسد. روانی‌پور با توصیفات و به کارگیری عناصر طبیعت فضای موهوم و ترسناک برای بیان این داستان برمی‌گزیند. با این روش، بر شدت تأثیرگذاری داستان می‌افزاید. نکته دیگر اینکه موضع خود را نسبت به این ازدواجهای نامتناسب بیان می‌کند. نویسنده در هرجا که لازم می‌دانسته وارد داستان می‌شود و به نظرخواهی می‌پردازد. حضور دایه‌ای که نقش دلاله را در این داستان باز می‌کند خود نیز حکایت از ظلم و ستم بر کودک خردسال دارد.
«مریم به زور خودش را به گلپر رسانده بود. گلپر تا او را دید بلند شده بود. دایه کنار دستش به او تشر زده بود. حالا دیگه عروسی، بشین. «مریم» زن بشین سرجات. رنگهای روی صورت گلپر جمع شده بود. شاید گلپر خندیده بود خنده‌ای که مثل شکلک بود شکلک بچه‌ای که ناگهان بزرگ می‌شود و می‌فهمد که اختیارش دست خودش نیست و نمی‌تواند حتی با مریم هم حرف بزند» (روانی‌پور،۱۳۶۹الف:۴۱).
روانی‌پور با توصیف باد وحشتناکی که درآن شب می‌وزد و صدای جیغ گلپر و مرغان دریایی، شدت دردی را که گلپر می‌کشد بیان می‌کند و التماس‌های گلپر از اینکه عمو ابراهیم او را رها کند. در این میان روانی‌پور به توصیف مردم آبادی و واکنش آنان در برابر این نوع ازدواج اشاره می‌کند. وقتی گلپر فرار می‌کند هیچ کس او را از چنگال مردی چون عمو ابراهیم نجات نمی‌دهد. حتی پدر و مادر مریم رفتار عادی دارند گویی انتظار چنین اتفاقی را دارند «صدای خنده ریز مادر را شنید و صدایی آرام پدر که در گوشی با مادر حرف می‌زد: بچه ترسیده…. تمام درا رو بسته‌م، بازم صداش نمی‌ذاره. حالا یه کفتر افتاده تو چنگش، مگه ول می‌کنه» (روانی‌پور،۱۳۶۹الف:۳۳). در این میان تنها کسی که نگران گلپر است مریم است که دعا می‌کند بچه برو او را از چنگ عمو ابراهیم نجات دهد. روانی‌پور با انتخاب عنوان گلپر برای قهرمان داستان ارتباطی تنگاتنگ بین موضوع و عنوان داستان برقرار می‌کند تا به این گونه به بیان زشتی‌های این فرهنگ و ازدواج‌های نامتناسب بپردازد. روانی‌پور با توصیف‌ها، کاربرد عناصر مختلف و ناله‌ها و گریه‌های گلپر، صدای باد و ترسیم شب طوفانی شومی این ازدواج را یادآور می‌شود و با بیان رفتار مردم آبادی، چهره زشت این نوع ازدواج را برملا می‌کند.
نمونه دیگر این نوع ازدواج‌های اجباری در «طاووس‌های زرد» بیان می‌شود. در طاووس‌های زرد، به زندگی دختری به نام فانوس اشاره می‌کند که چهارده سال بیشتر ندارد و برادرانش در ازای زمینی که از خان می‌گیرند، آن هم خانی که دیگر نای حرکت ندارد و زمین گیر است، فانوس را به عقد او درمی‌آورند. فانوس فرار می‌کند و در میان چشمان ناباور و متعجب مردم آبادی برادرانش او را به درّه می‌برند و با داس او را تکه تکه می‌کنند، بدون اینکه خاک کنند به آبادی برمی‌گردند. اگرچه بعد از این واقعه مردم آبادی همه سردرگم و نگران همیشه به کوهها چشم می‌دوزند و هر شب صدای ناله‌های بچه سال او را می‌شنوند. آنها استخوان‌های او را نیز خاک نمی‌کنند. در اینجا نیز زیتون دایه آبادی به جای فانوس بله را می‌دهد. در این داستان زنان از این رفتار نگران هستند و با کتک زدن دایه نسبت به این نوع ازدواج واکنش نشان می‌دهند اما برای نجات فانوس هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند (ر.ک.همان،۱۳۶۹الف:۸۷).
روانیپور معتقد است این ظلمی ‌است که نه تنها فانوس بلکه به همه زنان شده است. فانوس کشته شد اما مثل اینکه همه زنان کشته شدند« صدای خالو شکسته است مثل صدای مادر وقتی که تو را فانوس می‌نامید. وقتی که هراسان آینه‌ای را که خریده بودی، بی‌آنکه نگاه کند به دریا انداخت. صدای خالو شبیه صدای مادر است وقتی که می‌گفت: برو، برو تا ببینی با او چه کردند. با تو چه کردند و با همه ما» (همان،۱۳۶۹الف:۸۸).
در اهل‌غرق روانی‌پور ماجرای گلپر را یک بار دیگر به طور خلاصه بیان می‌کند و از زبان آذر به انتقاد از چنین ازدواج‌هایی می‌پردازد«و آذر شبی از شبهای عزاداری، تمام دختران آبادی و حتی حمایل و شمایل را در اتاقش جمع کرد و همان‌طور که گریه می‌کرد به همه گفت که قوانین مملکت مسخره است و هیچ کس نباید تا سی سالگی ازدواج کند.آدم عاقل وقتی ازدواج می‌کند که عاشق شده باشد، آن‌هم نه عاشق آدمی ‌مثل ابراهیم پلنگ» (روانی‌پور،۱۳۶۹ب:۳۲۸).
۳-۲-۱-۶-۲-ازدواج پاک ومتناسب:
در اهل‌غرق ازدواج‌ها متناسب و با انتخاب و اختیار دختران انجام می‌شود. روانی‌پور در مدینه فاضله خود به آداب و رسوم ازدواج می‌پردازد و با توصیف‌های که حاکی از دید مثبت نویسنده به این نوع ازدواج‌هاست نظرات خود را بیان می‌کند. آنچه در ازدواج برای مردم آبادی مهم است پاک بودن دختران است و نشان این پاک بودن دوشیزگی آنان قبل از ازدواج است.
«و سرانجام خیجو که سرش را با مینار محکم بسته بود و از شرم به چشمان مه‌جمال نگاه نمی‌کرد اتاق گچی کوچک را که رو به دریا پنجره داشت جارو کرد و مدینه که از درد پا می‌نالید، همان جا حجله بست و زنها که خسته بودند و سردرد عذابشان می‌داد کل مختصری زدند و شب، مه‌جمال و خیجو را دست به دست دادند و بی‌آنکه در انتظار دستمال شب عروسی پشت در بمانند، سرشب به خانه‌های خود رفتند و خوابیدند» (روانی‌پور،۱۳۶۹ب:۱۱۶).
در این جامعه اگر مردی چون مه‌جمال از آداب زناشویی بی‌اطلاع است، کسی چون خیجو او را برگزیده و خود تمام آداب و رسوم شب زفاف را برای او بیان می‌کند.
«وقتی تنها شدند، مه‌جمال پریشان در گوشه‌ای نشست. ترسی ناشناخته و غریب برجانش افتاده بود، بلاتکلیف به در و دیوار نگاه می‌کرد نمی‌دانست که کار را چگونه باید آغاز کند. هرگز بدین منظور در سراسر زندگی بیست ساله‌اش با زنی تنها نمانده بود، و حالا هوا برایش سنگین بود، چیزی راه گلویش را می‌بست و گرما کلافه اش می‌کرد….» (همان،۱۳۶۹ب:۱۱۶).
نمونه دیگر این نوع ازدواج، ازدواج نباتی با منصور است. گرچه ازدواج آنان بر پایه ارتباطی ناسالم شکل می‌گیرد اما نباتی خود شوهرش را انتخاب کرده است. همانگونه که بیان شد پاکی و نجابت دختر و داشتن رابطه سالم در اهل غرق یکی از ارکان مهم برای ازدواج است . ازدواج نباتی که از روی ارتباطی ناسالم به وجود می‌آید به شکست می‌ انجامد و نباتی به منصور خیانت می‌کند و با سرگرد صنوبری می‌رود و منصور نیز روانه، «خانه زنان مردان همه عالم» می‌شود و دار و ندارش را زنی فاسد از دستش در می‌آورد.
در سنگهای‌شیطان داستان «جیران»، نویسنده روایت‌گر داستان زنی رقاصه است که در آرزوی پوشیدن لباس سفید عروسی و ازدواج ناکام می‌ماند و صمد دختری دیگر را به همسری درمی‌آورد.«جیران گاه و بیگاه به آن میدان می‌رفت دور از نگاه آشنا پشت ویترین بایستد و به لباس سفید بلند با تورهای دور آستین و دامن پف چشم بدوزد و چقدر دوست داشت لباس را بپوشد کنار او بایستد» (روانی‌پور،۱۳۶۹ج:۴۷-۴۶)
روانی‌پوردر دل فولاد، دید تقربیا منفی نسبت به ازدواج دارد. به اعتقاد او رسم بله گفتن در ازدواج و با اجازه پدر و برادر کار مسخره‌ای است. در حقیقت روانی‌پور در این قسمت به جنگ مرد سالاری می‌رود و معتقد است وقتی دو نفر حرفهایشان را زده‌اند چرا اجازه پدر؟ «گفت: این چه مسخره بازیست که بعد از سه بار و یا پنج بار می‌گویند بله! احمقانه است من همان بار اول می‌گویم بله و چرا بگویم با اجازه پدر و مادر! ما که حرفمان را زده‌ایم، بقیه‌اش مسخره است، من از هیچ‌کس اجازه نمی‌گیرم….» (روانی‌پور،۳۳:۱۳۸۳)
افسانه سربلند در دل فولاد ازدواج را «زنجیری می‌داند که دور او و کارش تنیده می‌شود» (همان،۱۲۵:۱۳۸۳). نویسنده به هر نوع ازدواجی اهمیت نمی‌دهد نه اینکه به کلی از ازدواج و همسرداری متنفر باشد بلکه ازدواجی که او را محدود کند و حاصل ایده مرد سالاری باشد را نمی‌پذیرد.
در مجموعه نازلی داستان رعنا، زن نویسنده داستان به هر آنچه که نشانه های ازدواج است، نگاه بدبینانه دارد و حتی عشق آرمانی و مرد آرمانی ذهنیش را دروغ می‌پندارد و نفرت خود را از مردان و ازدواج به این صورت بیان می‌کند. «فکر می‌کنم باید آنچه را که مطابق میلم نیست جرواجر کنم، باید حتی انتقام بگیرم از پهلوان همه دوران که موش را توی رختخوابم انداخت، به او که بیشتر از همه چیزهای عالم دروغ است» (روانی‌پور،۲۰:۱۳۸۱).
نویسنده به شدت از ازدواج‌های اجباری و ازدواج‌هایی که حاصل عدم شناخت صحیح است متنفر است. در داستان «رعنا» رنگ صورتی، رنگی است که ازدواج را به یاد راوی می‌آورد و همانقدر که رعنا عاشق این رنگ می‌شود او گریزان است.
«رعنا، سالها پیش وقتی هنوز جوانی بیست ساله بودم، مادرم لحاف وتشک عروسی‌ام را با ساتن صورتی دوخت و موشی نمی‌دانم از کجا آمد و تشک را سوراخ، سورخ کرد، و من از همان سوراخ پرت شدم به این شهر، به این شهر در ندشت که تو در آن نشسته‌ای و پنجشنبه‌هایت را در آرزوی پیدا کردن پهلوان همه دوران‌ها می‌سوزانی و این جور بود که من دلت را دیدم، مثل دل قدیمی‌خودم بود و مثل دل هزاران زنی که پیش از این گل صورتی را دیده بودند و پرسیده بودند، و من برای دومین بار از گل صورتی خوشم آمد و اگر نمی‌دانستم که گلبرگهایش گرد مصیبت در هوا می‌پراکنده حتماً آن را می‌بوسیدم» (همان،۱۹:۱۳۸۱).
۳-۲-۱-۶-۳- ازدواج آزاد:
روانی‌پور به ازدواج‌های نامتناسب حمله می‌برد و آنان را مخرب می‌داند. با این حال دوستی را نیز قبول ندارد و به نقد افکار رعنا می‌پردازد. زن «داستان رعنا» را در شرایط یک دوستی قرار می‌دهد و در مقابل او رعنا را می‌آفریند که معتقد به آزادیخواهی است و اعتقاد دارد که یک زن روشنفکر نباید محافظه کار باشد ولی در پایان زبان به نصیحت می‌گشاید و دوستی را ناپایدار توصیف می‌کند«دوستی با هر تلنگری از هم می‌پاشند. تعهدی در کار نیست، فقط سوء استفاده است» (روانی‌پور،۳۴:۱۳۸۱).
رعنا معتقد است که یک زن روشنفکر باید اروپایی زندگی کند و پایبندی به اعتقادات شرقی را متناقض با آزادیخواهی می‌داند «ببین یک نویسنده اروپایی دوست‌اش را از کسی پنهان نمی‌کند، ولی اینجا حتی تو که مدعی آزادیخواهی هستی زندگیت را از این و آن پنهان می‌کنی» (همان،۱۶:۱۳۸۱). روانی‌پور پایبندی به عرف جامعه شرقی را لازم می‌داند و در مورد ازدواج و پایبندی به آن فرقی بین یک زن روشنفکر و نویسنده و زن عادی نمی‌گذارد«گفتم ببین من نمی‌خواهم کسی بفهمه… گفتی: واقعا که فقط یک زن ابله شرقی می‌تونه این جوری فکر کنه، دختر تو هنرمندی، فرقت با یک زن عادی چیه؟ گفتم هیچ، در این مورد همه زن‌ها مثل هم‌اند» (همان،۲۳:۱۳۸۱). روانی‌پور دوستی را می‌پسندد اما به شرطی که در آن پایبندی باشد. از نگاه نویسنده، زن شرقی دوست دارد که کسی به عنوان شوهر مدام رفتار او را کنترل کند اما هرکسی نمی‌تواند این‌گونه رفتار کند. تنها «پهلوان همه دوران که نسبش به عارفی می‌رسد که روزگاری سازی را زیر عبایش پنهان کرد و به طواف کعبه رفت» (همان،۲۲:۱۳۸۱) اجازه کنترل زن را دارد.
«و می‌گفتم هیس، تا تو بدانی و مطمئن شوی که همیشه سایه‌ای مراقب من است، سایه‌ای که نمی‌گذارد کسی حریم زنانه‌ام را بشکند. میان غوغای حرکات و رفتار و کلماتی که از دهانت بیرون می‌پرد، صدای خفه آهت را می‌شنیدم، این جور بود که فهمیدم تو هم مثل زنان شرقی آن پهلوان را دوست می‌داری، پهلوانی که با گردش چشمانش حرکات و رفتار تو را مثل ساعت تنظیم می‌کند» (همان،۲۵:۱۳۸۱).
اگر تا دوره‌ای نویسنده به مرد سالاری می‌تازد، در اینجا رفتار مرد سالاری پهلوان همه دوران را می‌پذیرد «گفتم آخر باید هرکجا می‌روم شماره تلفن آنجا را بدهم و اگر تو این را هم می‌دانستی معلوم نبود که توی ذهنت چه فکر و خیالی می‌کردی، خیلی با خود کلنجار رفتم تا این را به تو بگویم، بعد از آن چند شب که خانه تو خوابیدم، خودت که می‌دانی مرد است دیگر. فکر کردم مبادا دلگیر شود و یا فکر و خیال دیگری بکند… این بود که بدون اجازه تو شماره تلفنت را به او دادم» (همان،۲۶:۱۳۸۱). نویسنده با اینکه ازدواج را دست و پاگیر می‌داند اما ازدواج موقت را می‌پسندد و نام آن را ازدواج آزاد می‌گذارد به هر حال برای آن‌کس که نمی‌خواهد خود را اسیر خانه کند و در عین حال متعهد باشد ازدواج آزاد را پیشنهاد می‌کند «رعنا من ازدواج کرده‌ام، ازدواج آزاد و نمی‌گویم موقت، چون این کلمه شایسته حال زنانی مثل ما نیست. مثل من و تو که نمی‌توانیم خودمان را به آشپزخانه زنجیر کنیم. می‌دانی ما باید در عین آزادی متعهد باشیم. گفتی: می‌فهمم، ازدواج هر اسمی‌داشته باشد به زن معنا می‌دهد» (همان،۳۴:۱۳۸۱).
همان‌گونه که بیان شد نویسنده با ازدواج اجباری می‌ستیزد و در نهایت ازدواج آزاد را بر ازدواج دایمی‌ ترجیح می‌دهد. به اعتقاد او ازدواج آزاد هم به زن معنا می‌دهد و هم در عین تعهد، آزادی خود را حفظ می‌کند. همانگونه که در داستان شیوا نیز به نصیحت شیوا می‌پردازد که تن به ازدواج با میلاد ندهد زیرا در آن صورت جز سرگردانی بهره‌ای نمی‌برد. به اعتقاد نویسنده «تا زمانی که رضایت نداده است آدم است ‌اما آن زمان که به ازدواج رضایت می‌دهد زن می‌شود، و سرگردان در افسانه‌ها.» (همان،۵۰:۱۳۸۱).
روانی‌پور فقط در دنیای جفره ازدواج را پایه و ارکان زندگی می‌داند و اگرچه در طی سالها دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به آن دارد ولی آن را به هر صورت که باشد معنا دهنده به زن می‌داند. در حقیقت نویسنده ازدواج شایسته و مرد خوب را می‌پسندد ولی به ازدواج های نامناسب بهایی نمی‌دهد و ازدواج آزاد(موقت) را بر آن ترجیح می‌دهد.
۳-۲-۱-۷-زنان و پیری:
پیری وگذشت عمر، از دیگر مواردی است که روانی‌پور در توصیف قهرمان داستان‌ها به عنوان پدیده‌ای غیرمنتظره از آن یاد می‌کند. مسأله پیری از جمله مسایلی است که زنان به سختی با آن کنار می‌آیند و نسبت به آن موضع‌گیری‌های سختی دارند. به هر حال روانی‌پور پیری را به عنوان یک دوره ناخواستنی زندگی یاد می‌کند. مخصوصاً آن زمان که احساس می‌کند بسیاری از کارهای اساسی که باید انجام بدهد، هنوز به انجام نرسیده است «از اطاق بیرون رفت. تاریک بود چراغ‌های را روشن کرده روبروی آینه، ایستاده، دستی به چینهای زیر چشمش کشید:
ها یواش یواش میاین، همینطور زیاد میشین ، سه تا روی پیشونی، دو تا این گوشه، وای یکی دیگه اینجاس، دیروز نبود، نه… نه ، چنین نیست خط متکاست…. صورتموکه بشورم، درست میشه» (روانی‌پور،۱۳۶۹الف:۱۴۴).

نظر دهید »
بررسی نگرش مصرف کننده ایرانی به ” کشور محل ساخت“ ...
ارسال شده در 9 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

اعتقادات درباره برند
نگرش نسبت به Ad
نگرش نسبت به برند
مدل نگرش نسبت به Ad (Schiffman and Kanuk 2008)
شکل گیری نگرش
علیرغم نقش عمده ای که مفهوم نگرش، در روانشناسی اجتماعی بر عهده گرفته است، اما فرآیندهای شکل گیری نگرش، نسبتاً توجه اندکی را بطور مستقیم به خود جلب کرده است (Fazio et al 2004 ). در این حوزه بیش از پرداختن به شکل گیری نگرش به سؤالاتی در رابطه با تغییر نگرش، ساختار و رویکردهای نگرش و تأثیر آن بر قضاوتها و رفتارهای فردی پرداخته شده است (Eagly and Chaiken 1993 , Olson and Zanna 1993). برای مثال ایگلی و چیکن (۱۹۹۳) با اشاره به فقدان توجه به توسعه ی مباحث شکل گیری نگرش و تقویت آنها، این مسأله را یک محدودیت و غفلت جدی قلمداد می کنند (Fazio et al 2004 ). شیفمن و کانوک (۲۰۰۸) در این رابطه چنین بیان می کنند « یک فرد در زمان تولدش با نگرش هایش متولد نمی شود. شکل گیری یک نگرش یعنی تغییر از حالت نداشتن نگرش به حالت داشتن نگرش نسبت به یک پدیده ». پس نگرشها از کجا می آیند و چگونه شکل می گیرند؟
پایان نامه
جوزف[۶۰] (۲۰۱۰) در مطالعه ی خود بطور مفصل به موضوع شکل گیری نگرشها پرداخته، و در یک دسته بندی تدوین شده به نقل از کریسپ و ترنر[۶۱] (۲۰۰۷) ، پنج گروه از نظریات ارائه شده درباره ی شکل گیری نگرشها را بدین ترتیب بیان می کند.
مواجهه صرف[۶۲] : بر مبنای این نظریه، افراد هنگامی که بطور مداوم با یک چیزی مواجه می شوند، تمایل دارند که آن را دوست داشته باشند. به عنوان مثال برای ما آن آهنگ هایی که اغلب گوش می دهیم و یا اشخاصی که بیشتر با آنها هستیم، جذاب تر به نظر می رسند.
یادگیری تداعی گرا[۶۳] : این نظریه به شرطی سازی سنتی[۶۴] و شرطی سازی مؤثر[۶۵] اشاره دارد. شرطی سازی سنتی که مربوط به نظریه پردازان رفتار گراست، بر روی رابطه میان کنش و واکنش تأکید می کند (رضاییان ۱۳۸۴). در این روش بطور ضمنی یک محرک بی اثر[۶۶] با یک محرک غیر شرطی[۶۷] جفت می گردد (Joseph 2010). پاولف[۶۸] (۱۹۲۷) برای نخستین بار با آزمایش معروف خود، یعنی همراه کردن یک تکه گوشت (محرک غیر شرطی) با صدای زنگ (محرک خنثی) سعی کرد تا یک واکنش غیر شرطی ، یعنی ترشح بزاق سگ را بوجود بیاورد. سپس وی با چند بار تکرار، توانست تنها با صدای زنگ، شاهد ترشح بزاق سگ (واکنش شرطی) باشد. در واقع در این روش با تلفیق مکرر محرک خنثی و غیر شرطی، تنها با ارائه ی محرک خنثی، واکنش شرطی دریافت می شود.
در روش شرطی سازی مؤثر نیز با تمرکز بر روی نتایج حاصل از رفتار، شیوه ی شرطی سازی سنتی گسترش یافته است (Skinner 1974). در این روش هنوز کنش موجب واکنش می شود اما آنچه که برای تکرار واکنش مزبور تعیین کننده است، نتیجه ی مطلوب یا نامطلوبی است که پس از واکنش رخ می دهد (Skinner 1938، Jablonsky & Devries 1972، به نقل از رضاییان ۱۳۸۴).
یادگیری مشاهده ای نگرشها[۶۹] : در یادگیری اجتماعی یا مشاهده ای، نگرشها به عنوان یک نتیجه از تعامل هر روزه ی ما با دیگران شکل می گیرند. فرد با مشاهده ی رفتار دیگران و تشویقهایی که دریافت می کند از آنها تقلید می نماید. در واقع وی خودش را با رفتارهایی وفق خواهد داد که عواقب مثبتی را در پی دارند و نه عواقب منفی.
نظریه ی ادراک از خویشتن[۷۰] : بر خلاف اکثر تئوریهای شکل گیری نگرش که رفتار را به عنوان یک پیامد از نگرش می بینند، این نظریه ادعا می کند که نگرشها در نتیجه ی رفتار یک شخص شکل می گیرند (Bem 1967,1972). بنا به این نظریه، ما با ارزیابی نگرشهایمان، اِسنادهای درونی و بیرونی خود را بر مبنای آنچه که معتقدیم آن نگرشها را بوجود آورده است، ایجاد می کنیم. استنتاج نگرشهای ما از رفتار، زمانی بیشتر محتمل است که ما دانش قبلی راجع به موقعیت یا نگرش قوی نسبت به آن نداریم.
نظریه کارکردی[۷۱] شکل گیری نگرشها : بر خلاف فرایند شناختی- پذیرشی[۷۲] در روش های قبلی، نظریه کارکردی بیان می کند که نگرشها به منظور ارضای نیازهای روانشناختی معینی شکل می گیرند. در واقع آنها لزوماً درست نیستند بلکه برای ما مفید هستند (Joseph 2010). در قسمتهای قبل بطور مفصل به شرح و بیان کارکردهای نگرش پرداخته شد و در این زمینه دسته بندی کتز (۱۹۶۰) بیان گردید.
سالومون[۷۳] (۲۰۰۶) نیز در کتاب رفتار مصرف کننده ی خود سه فرایند را برای شکل گیری نگرشها بیان می کند. به نظر وی نگرشها می توانند با روش های مختلفی بسته به نوع سلسله مراتب اثرات شکل بگیرند:
یک نگرش می تواند بر اثر شرطی سازی کلاسیک رخ دهد.
یا می تواند از طریق شرطی شدن مؤثر یا وسیله ای شکل بگیرد.
یا بر اثر یک فرایند پیچیده ی شناختی حاصل شود.
بنابراین چون نگرشها فراگرفتنی هستند، پس بر طبق روش های یادگیری به وجود می آیند (Solomon 2006). منابع تأثیر گذار بر شکل گیری نگرش عبارتند از : تجربه ی شخصی، تأثیرات خانواده و دوستان، بازاریابی مستقیم، رسانه های گروهی، اینترنت و شخصیت (Schiffman and Kanuk 2008، Solomon 2006، Loudon and Della Bitta 1993، Robertson et al 1984). باگازی[۷۴] و دیگران (۱۹۹۱) بیان می کنند که اصلی ترین منبع تأثیر گذار بر شکل گیری نگرش مصرف کننده نسبت به کالاها و خدمات، تجربه ی مستقیم مصرف کننده است. به خاطر اهمیت همین موضوع است که فروشندگان بطور مداوم تلاش می کنند که مصرف کنندگان را به آزمودن محصولات جدید تشویق کنند و برای این کار حتی نمونه های مجانی هم ارائه می دهند تا بتوانند نگرش مصرف کننده را سازماندهی کنند (Banyt et al 2007). همچنین شکل گیری نگرش، تا حد زیادی تحت تأثیر عقاید دیگران (مانند اعضای خانواده، دوستان و افراد تأثیر گذار) است، افرادی که فرد هر روز با آنها در ارتباط است (Hovard & Gengler 2001).
چاتالاز[۷۵] و دیگران (۲۰۰۷) درباره ی تأثیر سطح درگیری مصرف کننده در شکل گیری نگرش، دو چارچوب مفهومی را چنین بیان می کنند: ۱) مدل اکتشافی/ سیستماتیک[۷۶] (چیکن ۱۹۸۰) که در آن پردازش سیستماتیک اطلاعات تنها زمانی رخ می دهد که سطح بالای انگیزش و ظرفیت شناختی برای مصرف کننده وجود دارد. در مقابل سطح پایین تر درگیری و انگیزش، میزان پردازش سیستماتیک را کاهش داده و استفاده از روش های اکتشافی را در فرایند ازریابی (مانند تفکر کلیشه ای) می افزاید. ۲) مدل احتمال تفسیری[۷۷] یا ELM که در قسمت بعدی (تغییر نگرش) آورده شده است.
همچنین سالومون (۲۰۰۶) در این زمینه بیان می کند که میزان درگیری مصرف کنندگان با یک نگرش بسته به درگیری آنها با موضوع نگرش متفاوت است :
قبول و اجابت : پایین ترین سطح درگیری است که در آن شخص، یک نگرش را به منظور گرفتن پاداش یا اجتناب از تنبیه از سوی دیگران شکل می دهد. این نوع از نگرش بسیار ناپایدار بوده و به راحتی تغییر می کند.
تعیین هویت : شکل دادن نگرش به منظور تطبیق خود با شخص یا گروه دیگر.
درونی کردن : در سطح بالایی از درگیری، مصرف کننده نگرشهای دیرینه و عمیق خود را درونی می سازد و این نگرشها بخشی از سیستم ارزشی وی می شوند و به سختی تغییر می کنند زیرا از اهمیت بسیاری برای فرد برخوردارند.
تغییر نگرش
لزوماً یک نگرش برای همیشه ثابت باقی نمی ماند. هر چقدر دانش ما در مورد موضوع نگرش اندک باشد، نگرش ما ساده تر بوده و آسان تر تغییر خواهد کرد و بالعکس (Wilmshurst & Mackay 2002). بیشتر چیزهایی که در مورد شکل گیری نگرش گفته شد در مورد تغییر نگرش هم صدق می کند مانند یادگیری نگرش و منابع اثر گذار بر آن. هاوکینز[۷۸] و دیگران (۲۰۰۴) ایجاد تغییر در نگرش را مستلزم ایجاد تغییر در اجزای نگرش می دانند:
الف- تغییر در جزء شناختی: شامل تغییر در باورها، تغییر در میزان اهمیت ویژگی های محصول، افزودن باورهای جدید و تغییر در ایده ال ها می شود.
ب- تغییر در جزء عاطفی : این کار با سه روش امکان پذیر است: ۱- شرطی شدن کلاسیک؛ یعنی آمیختن محرک های مورد علاقه ی مخاطب با موضوع نگرش و تکرار این کار تا مصرف کننده در مواجهه با موضوع نگرش احساس مثبتی پیدا کند. ۲- تحریک علائق و عواطف مصرف کننده نسبت به خود آگهی و وب سایت. ۳- مواجهه صرف ؛ یعنی رویارویی مکرر با آگهی.
ج- تغییر در جزء رفتاری : این تغییر خود ممکن است به تغییر باور و عواطف مصرف کننده نسبت به یک محصول بیانجامد. همچنین ممکن است پیش نیاز تغییر رفتار، تغییر در سطح شناختی و احساسی باشد. البته برخی اوقات رفتار با اجزاء شناختی و عاطفی در تضاد است.
شکل گیری و تغییر نگرش در شرایط درگیری ذهنی بالا و پایین با هم متفاوت است. مدل احتمال تفسیری یا ELM بیانگر این تفاوت می باشد (موون و مینور، ۲۰۰۱):
پاسخهای شناختی
درگیری ذهنی بالا
تغییر باور
تغییر نگرش
تغییر رفتار
درگیری ذهنی پایین
پاسخهای شناختی کم
تغییر باور
تغییر رفتار
تغییر نگرش
توجه
مدل احتمال تفسیری (Petty and Cacioppo 1986)
درگیری ذهنی مصرف کننده عبارت است از اهمیت شخصی متصور یا علاقه مرتبط با اکتساب، مصرف و کنار گذاری کالا، خدمت یا ایده. درگیری ذهنی زیاد موجب می شود تا فرد پردازش اطلاعات را بطور عمیق تری انجام دهد. همچنین پاسخهای شناختی نیز، اندیشه های مطلوب یا نامطلوبی هستند که در نتیجه ی یک ارتباط در ذهن مصرف کننده خلق می شوند.
شیفمن (۲۰۰۸) برخی استراتژی های تغییر نگرش را بدین ترتیب ارائه می دهد:
تغییر کارکرد اصلی انگیزاننده ی مصرف کننده : یعنی برخی نیازهای مخصوص را برجسته کنیم. برای این کار از طریق رویکرد وظیفه ای انگیزه را تغییر می دهیم. کارکردهای مدنظر همان کارکردهایی است که کتز برای نگرشها عنوان کرده است.
ارتباط دادن محصول با یک گروه، رویداد و یا هدفی خاص.
برطرف کردن تعارض بین دو نگرش :
تغییر باورها درباره ی برندهای رقیب : این استراتژی را می توان با بهره گرفتن از مدل ELM عملی ساخت.
همانطور که در بخشهای پیشین نیز دیده شد، دانیل کتز (۱۹۶۰) در مطالعه ی خود به بررسی کارکردی نگرشها و ارتباط هر کارکرد با شکل گیری و تغییر نگرشها پرداخت. وی در یک جدول عوامل تعیین کننده ی شکل گیری، برانگیختگی و تغییر نگرشها را در ارتباط با هر کارکرد بدین شکل بیان می کند.
عوامل تعیین کننده ی شکل گیری ، برانگیختگی و تغییر نگرشها در ارتباط با نوع کارکرد (Katz 1960)

نظر دهید »
مطالب پایان نامه ها درباره اولویت بندی سبدهای پروژه ساخت در شرکتهای پیمانکاری با رویکردمدیریت پورتفولیوی ...
ارسال شده در 9 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

گروه بندی هر جز صرفا به یک طبقه. (PMI,2006)
(شکل ۲-۱۶) طبقه بندی اجزاء
الف)تعریف طبقات
برنامه استراتژیک برای همسوسازی ساختار سازمانی و بودجه با اولویت‌ها، اهداف و ماموریت های سازمانی بکار می‌روند. اجزای گروه بندی شده در طبقات، دارای معیارهای اندازه گیری و اهداف استراتژیک مشترکی هستند. تیم مدیریت پورتفولیوی و مدیران ارشد سازمان از برنامه استراتژیک برای تعیین طبقات اجزا استفاده می کنند. طبقات ممکن است از بخش های مختلف یا واحدهای کسب و کار سرچشمه بگیرند. (PMI,2006)
دانلود پایان نامه
برخی از طبقات که مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از:

افزایش سودآوری - بهبود فرایند
کاهش ریسک - بهبود مداوم
بهبود کارایی - الزامات کسب وکار
تعهدات مقرراتی / قانونی - بنیادی (مانند سرمایه گذاری روی زیرساخت ها)
افزایش سهم بازار
۲-۲-۲۴ -۳ ارزیابی اجزا
به منظور امکان مقایسه و تسهیل فرایند انتخاب، اجزا ارزیابی می‌شوند. تمامی اطلاعات مرتبط با هر جز جمع آوری و خلاصه می‌شوند. اطلاعات می‌توانند کمی و یا کیفی بوده و از انواع منابع مختلف در سازمان بیایند. (PMI,2006)
تیم مدیریت پورتفولیوی ممکن است به دفعات در داده ها تجدید نظر کند تا زمانیکه به سطح مورد نظر دست یابد.تصاویر، نمودار، مستندات و پیشنهادات از فرایند انتخاب پشتیبانی می‌کنند.
فعالیت های کلیدی این فرایند:
ارزیابی اجزا با یک مدل امتیاز دهی شامل معیارهای کلیدی وزنی
ایجاد ارائه های تصویری جهت تسهیل تصمیم گیری در فرایند انتخاب
ارائه پیشنهاد برای فرایند انتخاب. (PMI,2006)
(شکل ۲-۱۷) ارزیابی اجزاء(PMI,2006)
گام ارزیابی یک توانمندساز برای انتخاب پورتفولیوی است. بنابراین ابزار و تکنیک‌های ارزیابی، مقایسه اجزا را براساس معیارهایی که به درستی انتخاب شده اند، انجام می دهند.
تیم مدیریت پورتفولیوی می تواند یک سری از معیارهای ارزیابی که به انواع جنبه های کسب و کار اختصاص دارد را بکار برد. این معیارها باید قادر باشند تا سهم اجزا را نسبت به اهداف استراتژیک کسب و کار اندازه گیری کرده و سهم سود مورد انتظار از اجزا را بررسی نمایند.
نمونه هایی از معیارهای ارزیابی درزیر آورده شده است:

معیار کلی کسب و کار
معیار مالی
معیار ریسک
معیار تطابق با الزامات قانونی
معیار منابع انسانی
معیار بازاریابی
معیار فنی
الف) مدلهای ارزیابی اجزا:
مدل امتیاز دهی از یک روش برای ارزیابی اجزا و مقایسه آنها با یکدیگر تشکیل شده است. مدل امتیازدهی شامل مجموعه‌ای از معیارهای ارزیابی دارای وزن بصورت درصد و امتیاز می‌باشد.
نمودارهای تصویری
نمودارهای تصویری متنوعی ممکن است برای ارزیابی اجزا مورد استفاده قرار بگیرند. نمودارهای تصویری شامل مواردی نظیر نمودار فراوانی، نمودار کیکی و نمودار حبابی باشند.
۲-۲-۲۴ -۴ انتخاب اجزا
این فرایند به منظور ایجاد زیر مجموعه ای از اجزای سازمانی (بر مبنای پیشنهادات و معیارهای انتخاب فرایند ارزیابی) ضروری می باشد.
در فرایند ارزیابی ارزش هر یک از اجزا تعیین شده و لیست اجزایی که آماده اولویت بندی هستند، تهیه می شود. (PMI,2006)
فعالیت های کلیدی این فرایند عبارتند از:
مقایسه اجزا بر اساس معیارهای انتخاب
انتخاب اجزا بر اساس نتایج ارزیابی
ایجاد لیستی از اجزا جهت اولویت بندی
(شکل ۲-۱۸) انتخاب اجزاء(PMI,2006)
۲-۲-۲۴ -۵ اولویت بندی اجزا
هدف از اولویت بندی، امکان مقایسه اجزا نسبت به یکدیگر بر مبنای معیارهای تعریف شده می باشد. این فرایند پیش نیازی جهت توازن پورتفولیوی می باشد. (PMI,2006)
فعالیت های کلیدی این فرایند:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 92
  • 93
  • 94
  • ...
  • 95
  • ...
  • 96
  • 97
  • 98
  • ...
  • 99
  • ...
  • 100
  • 101
  • 102
  • 103
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 معرفی کلیکر سگ
 گرافیک هوش مصنوعی درآمدزا
 افزایش اعتماد مشتریان آنلاین
 آموزش ژرمن شپرد
 رفتارشناسی خرگوش‌ها
 بهبود سئوی ارگانیک
 ساخت پروفایل حرفه‌ای آنلاین
 درمان بیماریهای انگلی سگ
 تکنیک‌های تولید محتوا
 گیمیفیکیشن برای وبسایت
 فروش عکس‌های دیجیتال
 دلایل شکست روابط عاشقانه
 تفاوت عشق مجازی و واقعی
 درآمد میلیونی فروشگاه آنلاین
 نگهداری گربه اسکاتیش فولد
 محتوا با ارزش
 تونل بازی گربه‌ها
 ارتباط موثر با همسر
 درآمد از تبلیغات شبکه‌اجتماعی
 درآمد دلاری هوش مصنوعی
 زیباترین نژادهای سگ
 پوشک سگ مفید است؟
 موفقیت در بازار آنلاین
 نیچ مارکتینگ فروشگاه
 ایجاد تعمدی تعارض در رابطه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

آخرین مطالب

  • منابع پایان نامه با موضوع تحلیل معیارهای مکانی صنایع روستایی شهرستان رشت با تاکید بر ...
  • نگارش پایان نامه در مورد طراحی و ساخت یک واحد رآکتور بی هوازی ترکیبی در شهرستان ...
  • پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره بررسی مقایسه ای میزان حساسیت در شناسایی اجسام خارجی
  • دانلود پایان نامه با موضوع نقش گردشگری بر بهبود اوضاع اقتصادی شهرستان پاوه با استفاده از ...
  • پروژه های پژوهشی در مورد شناخت نحوه حضور دین در رسانه تلویزیون از دیدگاه متخصصان ارتباطات و کارشناسان ...
  • منابع پایان نامه با موضوع اصلاح کوالانسی لایه- به – لایه سطح الکترود کربن با میانجی‌گرهای ...
  • دانلود مطالب در مورد بررسی تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود۹۳- فایل ۱۴
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکت ها درچرخه های تجاری مختلف- ...
  • پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته مکاترونیکسیستم پارکینگ هوشمند کنار ...
  • مکان یابی پایگاه های پشتیبانی مدیریت بحران با استفاده از سامانه ...

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان